سریال «بدنام» پس از بازگشت جنجالی، با سکانسهای بحثبرانگیز و اروتیک بار دیگر در کانون انتقادها قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، سریال «بدنام» از همان روز نخست، بیش از آنکه با داستان، بازیها یا کیفیت ساختش شناخته شود، با حاشیههایش خبرساز شد. اثری که در 31 فروردینماه ناگهان از توقیف خارج شد و در شرایطی به چرخه پخش بازگشت که همچنان پرسشهای متعددی درباره فرآیند تولید، مجوزها و نحوه انتشار آن وجود داشت. حالا اما این سریال بار دیگر نه به دلیل روایت و کیفیت هنری، بلکه به واسطه سکانسهای غیر عرفی که در فضای مجازی به سرعت دست به دست میشوند، در مرکز توجه قرار گرفته است.
ماجرای «بدنام» صرفاً داستان یک سریال نیست؛ داستان مسیری است که بخشی از شبکه نمایش خانگی در سالهای اخیر در پیش گرفته است. مسیری که در آن، گاهی حاشیه بر متن غلبه میکند و جنجال جای کیفیت را میگیرد. از توقیف و رفع توقیفهای پرسروصدا گرفته تا تبلیغات گسترده و حالا سکانسهایی که بیش از آنکه به پیشبرد داستان کمک کنند، به نظر میرسد برای دیده شدن و وایرال شدن طراحی شدهاند.
بازگشت «بدنام» خود با ابهامهای فراوانی همراه بود. در حالی که مرجع قانونی تنظیمگری ساترا است، این سریال بدون آنکه مسیر معمول و شفاف دریافت مجوز را طی کند، دوباره به پخش رسید. اتفاقی که بار دیگر بحث دور زدن فرآیندهای نظارتی و قانونی را در حوزه نمایش خانگی زنده کرد؛ موضوعی که پیش از این نیز در موارد مشابه مورد انتقاد کارشناسان و فعالان رسانهای قرار گرفته بود.
اما آنچه این روزها نام «بدنام» را بر سر زبانها انداخته، نه مسئله مجوزها بلکه سکانسهایی است که در فضای مجازی با عنوان «بوسه عاشقانه» و «سکانس منشوری» بازنشر شدهاند. سکانسهایی که هرچند در آنها کنش مستقیم نمایش داده نمیشود، اما با بهرهگیری از نمادها و جایگزینهای تصویری، تلاش میشود همان معنا به مخاطب منتقل شود.
در قسمت دهم سریال، شخصیت یلدا افروز با بازی ستایش رجایینیا وارد اتاق شخصیت مقابل میشود و به جای نمایش مستقیم یک کنش عاطفی، کاغذی را روی صورت او میکشد؛ حرکتی که بسیاری از کاربران فضای مجازی آن را نوعی «بوسه نیابتی!» تعبیر کردند. این سکانس در مدت کوتاهی به یکی از پربازدیدترین بخشهای سریال در شبکههای اجتماعی تبدیل شد.
در صحنهای دیگر نیز همین شخصیت با لمس تصویر شخصیت مقابل که روی دیوار نصب شده، تلاش میکند احساسات خود را نشان دهد؛ سکانسی که بار دیگر واکنشهای مختلفی را برانگیخت و برخی آن را نمونهای از عبور نرم و تدریجی از محدودیتهای تصویری دانستند.
البته مسئله فقط یک سکانس نیست. پرسش مهمتر این است که چرا بخش قابل توجهی از آثار شبکه نمایش خانگی در سالهای اخیر به سمت چنین رویکردهایی حرکت کردهاند؟ آیا این سکانسها ضرورتی دراماتیک دارند یا به ابزاری برای جبران ضعفهای روایی و جذب مخاطب تبدیل شدهاند؟
واقعیت آن است که هرگاه یک اثر در شخصیتپردازی، قصهگویی و خلق تعلیق دچار ضعف میشود، معمولاً وسوسه استفاده از عناصر حاشیهساز نیز افزایش مییابد. در چنین شرایطی، به جای آنکه مخاطب با یک داستان قوی درگیر شود، توجه او به سکانسهایی جلب میشود که قابلیت وایرال شدن در فضای مجازی را دارند. به همین دلیل است که برخی منتقدان معتقدند بخشی از تولیدات جدید نمایش خانگی به جای رقابت در کیفیت، در حال رقابت برای تولید لحظات جنجالی هستند.
این روند تنها به «بدنام» محدود نمیشود. در ماههای اخیر، برخی سریالها و حتی آثار سینمایی تلاش کردهاند از طریق نشانهها، قاببندیها و موقعیتهای نمادین، خطوط قرمز سابق را جابهجا کنند. از نوع نمایش روابط میان شخصیتها گرفته تا برخی تصاویر منتشرشده از فرش قرمزها و مراسمهای تبلیغاتی، همگی نشان میدهند که فضای تصویری این آثار در حال تجربه تغییراتی تازه است.
مدافعان این رویکرد از تحول در زبان تصویر و روایت سخن میگویند، اما منتقدان معتقدند آنچه در حال وقوع است بیش از آنکه یک نوآوری هنری باشد، نوعی آزمون و خطا برای سنجش میزان حساسیتها و عبور تدریجی از مرزهای فرهنگی است. از نگاه این گروه، شبکه نمایش خانگی نباید به محلی برای تغییر بیضابطه هنجارها تبدیل شود؛ بهویژه زمانی که بخش مهمی از مخاطبان آن را خانوادهها و نوجوانان تشکیل میدهند.
ماجرای «بدنام» در نهایت فقط به یک سکانس اروتیک ختم نمیشود. این سریال به نمادی از چند چالش مهم در شبکه نمایش خانگی تبدیل شده است؛ از مسئله مجوزها و نظارت گرفته تا استفاده از حاشیه به عنوان ابزار جذب مخاطب. پرسشی که اکنون مطرح میشود این است که آیا موفقیت یک سریال باید بر پایه قصه، کیفیت و خلاقیت بنا شود یا بر موجسواری روی سکانسهایی که بیشتر از آنکه به روایت کمک کنند، خوراک شبکههای اجتماعی میشوند؟
شاید پاسخ به این سؤال، آینده نمایش خانگی را روشنتر کند؛ آیندهای که بیش از هر زمان دیگری به قانونمداری، مسئولیت فرهنگی و رقابت بر سر کیفیت نیاز دارد، نه رقابت بر سر شکستن مرزها و تولید جنجال.
انتهای پیام/
