حمایت جمهوری اسلامی ایران از حزبالله لبنان را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک ائتلاف سیاسی یا نظامی تحلیل کرد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بندرعباس، حمایت جمهوری اسلامی ایران از حزبالله لبنان را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک ائتلاف سیاسی یا نظامی تحلیل کرد این رابطه، حاصل درهمتنیدگی مؤلفههای تاریخی، مذهبی، امنیتی و راهبردی است که طی دهههای گذشته در بستر تحولات منطقهای شکل گرفته و به یکی از مهمترین مؤلفههای سیاست منطقهای جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
رابطه جمهوری اسلامی ایران و حزبالله لبنان از جمله موضوعاتی است که برای تحلیل صحیح آن باید از نگاههای سطحی و تکبعدی فاصله گرفت این ارتباط نه یک همکاری مقطعی و نه صرفاً یک همپیمانی نظامی است، بلکه بر مجموعهای از پیوندهای تاریخی، فرهنگی، مذهبی و همچنین محاسبات راهبردی و امنیتی استوار شده است درک چرایی این حمایت، مستلزم توجه همزمان به سه مؤلفه اصلی؛ یعنی ریشههای تاریخی و فرهنگی، الزامات امنیت ملی و نقشآفرینی در جبهه مقاومت است.
نخستین بُعد این رابطه را باید در پیوندهای دیرینه میان شیعیان لبنان و مراکز علمی و مذهبی جهان تشیع جستوجو کرد این ارتباط سابقهای چندصدساله دارد و از دوران صفویه با حضور و مهاجرت علمای برجسته جبلعامل لبنان به ایران، از جمله محقق کرکی و شیخ بهایی، وارد مرحلهای تازه شد. در دوران معاصر نیز این پیوندها با تحولات سیاسی منطقه و شکلگیری رژیم صهیونیستی ابعاد جدیدی یافت نقش شخصیتهایی همچون آیتالله بروجردی، آیتالله کاشانی و شهید مصطفی چمران در تقویت ارتباطات فکری و اجتماعی میان ایران و شیعیان لبنان، بخشی از این روند تاریخی به شمار میرود.
شیعیان لبنان در دهههای گذشته برای حفظ هویت، حقوق سیاسی و جایگاه اجتماعی خود در ساختار پیچیده و چندمذهبی این کشور، نیازمند پشتوانهای فکری و معنوی بودند در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از مهمترین مراکز فکری و مذهبی جهان تشیع، نقش مهمی در حمایت از این جامعه ایفا کرد. از این منظر، حمایت از حزبالله را میتوان ادامه یک پیوند فرهنگی و اعتقادی عمیق میان دو ملت دانست.
در کنار این پیوندهای تاریخی، منافع ملی و ملاحظات امنیتی نیز جایگاه ویژهای در سیاست حمایت ایران از حزبالله دارند در ادبیات راهبردی، یکی از اصول مهم تأمین امنیت ملی، ایجاد عمق دفاعی و جلوگیری از انتقال تهدیدات به داخل مرزهاست جمهوری اسلامی ایران نیز در چارچوب این رویکرد، تلاش کرده است با تقویت ظرفیتهای بازدارندگی در منطقه، از شکلگیری تهدیدات مستقیم علیه امنیت ملی خود جلوگیری کند.
حزبالله لبنان در این میان به عنوان یکی از بازیگران تأثیرگذار منطقهای، نقش مهمی در معادلات بازدارندگی ایفا میکند حضور یک نیروی سازمانیافته و توانمند در جغرافیای حساس لبنان و شرق مدیترانه، موجب شده است بخشی از فشارهای امنیتی و تهدیدات بالقوه در فاصلهای دورتر از مرزهای ایران مدیریت شود از این منظر، حمایت از حزبالله را میتوان بخشی از راهبرد کلان جمهوری اسلامی برای حفظ موازنه قدرت و ارتقای امنیت ملی دانست.
سومین بُعد این رابطه به نقش حزبالله در حفظ انسجام و همگرایی جریانهای مقاومت در منطقه بازمیگردد طی سالهای گذشته، حزبالله لبنان به یکی از مهمترین ارکان جبهه مقاومت تبدیل شده و در تحولات منطقهای نقشی فراتر از مرزهای لبنان ایفا کرده است این مجموعه توانسته است به عنوان حلقهای مؤثر میان جریانهای مختلف مقاومت در کشورهای منطقه عمل کند و زمینه هماهنگی و همافزایی میان آنها را فراهم سازد.
حمایت جمهوری اسلامی از حزبالله در این چارچوب، صرفاً حمایت از یک سازمان یا گروه سیاسی نیست؛ بلکه تلاشی برای حفظ انسجام یک جبهه منطقهای در برابر فشارها، مداخلات خارجی و سیاستهای تفرقهافکنانه محسوب میشود این حمایت موجب شده است جریانهای همسو در کشورهای مختلف بتوانند با بهرهگیری از ظرفیتهای مشترک، در برابر چالشهای امنیتی و سیاسی منطقه نقشآفرینی کنند.
نگاهی به تجربه قدرتهای بزرگ جهان نیز نشان میدهد که ایجاد شبکهای از متحدان و شرکای راهبردی، همواره یکی از ابزارهای تأمین امنیت و گسترش نفوذ بوده است ایالات متحده آمریکا در دوران پس از جنگ جهانی دوم با اجرای طرح مارشال و تشکیل پیمانهای امنیتی مختلف، تلاش کرد حوزه نفوذ خود را تثبیت کند اتحاد جماهیر شوروی نیز در دوران جنگ سرد از سازوکارهای مشابهی برای حفظ منافع راهبردی خود بهره میبرد در واقع، استفاده از ظرفیت متحدان منطقهای، یکی از الگوهای شناختهشده در روابط بینالملل برای مدیریت تهدیدها و تقویت موقعیت ژئوپلیتیکی کشورها به شمار میرود.
در جمعبندی میتوان گفت حمایت جمهوری اسلامی ایران از حزبالله لبنان، حاصل تلاقی سه مؤلفه مهم تاریخی، امنیتی و راهبردی است. این سیاست از یک سو بر پایه پیوندهای فرهنگی و مذهبی شکل گرفته و از سوی دیگر در چارچوب محاسبات امنیت ملی و معادلات ژئوپلیتیکی منطقه دنبال میشود به همین دلیل، این حمایت را باید بخشی از راهبرد کلان جمهوری اسلامی برای حفظ موازنه قدرت، ارتقای امنیت ملی و ایفای نقش مؤثر در تحولات منطقهای دانست؛ راهبردی که در فضای پرتنش و متحول خاورمیانه، همچنان یکی از مؤلفههای اصلی سیاست منطقهای ایران به شمار میآید.
یادداشت: دکتر قاسم امینی، نویسنده و استاد دانشگاه
انتهای پیام/864
