شنبه، 23 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
زهی خیال باطل

Studio Ney

هدف اول ترامپ از حملات و تهدیدات، ترساندن ایران و گرفتن امتیاز در مذاکراتی بود که در جریان است.

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم ، جعفر بلوری در یادداشتی که در روزنامه کیهان منتشر شده، آورده است: از چهارشنبه شب تا صبح روز پنجشنبه (20 و 21 خردادماه)، درگیری‌های نظامی سختی بین ایران و آمریکا رخ داد. آمریکا به برخی مراکز نظامی و غیرنظامی ایران که غالباً در جنوب کشور بود، حمله کرد؛ ایران نیز پاسخ‌ محکمی به این تجاوزها داد و علاوه ‌بر حملات سریع، محکم، حساب شده و دقیق به پایگاه‌های آمریکا در منطقه، تنگه هرمز را نیز به طور کامل مسدود کرد. همان روز پنجشنبه، هنوز ظهر نشده بود که ترامپ دوباره دهان به تهدید گشود و گفت امروز (پنجشنبه) نیز ممکن است تمام زیرساخت‌های ایران را هدف قرار دهد. اما به سه دلیل یعنی، آگاهی از آمادگی ایران برای زدن زیرساخت‌های کشورهایی که در منطقه میزبانی نیروهای آمریکایی را پذیرفته‌اند و بسته شدن کامل تنگه هرمز و صعودی شدن مجدد قیمت جهانی نفت، دنده عقب گرفت.

نکته جالب این بود که بلافاصله پس از عقب‌نشینی ترامپ، او از نزدیک بودن توافق با ایران نیز سخن می‌گفت! این رَوَند باعث شد عده‌ای به این نتیجه برسند که، حملات وحشیانه سه‌شنبه و چهارشنبه شب ترامپ که تا صبح روز بعد ادامه داشت، با نیم نگاهی به مذاکرات انجام شده‌اند! به عبارتی ترامپ می‌خواست با چنگ و دندان نشان دادن، امتیازاتی را که نتوانسته با جنگ به دست آورد، با مذاکره به دست آورد و در کنار آن، خود را پیروز نیز معرفی کند و این‌طور نشان دهد که، به دلیل حملات و تهدیدات او، ایران امتیازات زیادی داده است.

در یک جمله، هدف اول ترامپ از آن حملات و تهدیدات، ترساندن ایران و گرفتن امتیاز در مذاکراتی بود که گویا تحت هر شرایطی، در جریان است! اما با توجه به واکنش قاطع ایران در میدان، نتیجه کاملاً عکس شد و این آمریکایی‌ها بودند که از برخی زیاده‌خواهی‌های خود -به ظاهر هم که شده- عقب نشستند. اکنون که در حال مطالعه این یادداشت هستید، توجهات تا حدودی از «میدان» فاصله گرفته و روی «دیپلماسی و مذاکره»» متمرکز شده است. در این‌باره گفتنی‌هایی هست:

1- بیایید از «فاصله گرفتن توجهات از میدان به دیپلماسی» شروع می‎کنیم. تحت هیچ شرایطی و به هیچ وجه نباید توجهات از «میدان» فاصله بگیرد، چرا که حمله به میز مذاکره و دیپلماسی از سوی دشمن، تبدیل به یک قاعده شده است. اظهارات بی‌شرمانه دیروز عصر ترامپ نیز که ترکیبی از تهدید و توهین بود، ناظر به همین ادعاست. اگر مذاکره‌ای انجام می‌شود، باید در حالی که نیروهای مسلح به سمت پایگاه‌های دشمن نشانه رفته‌اند، انجام شود؛ با کمترین اعتماد و بیشترین سوءظن. چنین رویکردی حاصل تجربه‌هایی است که با هزینه‌های سنگینی به دست آورده‌ایم.

2- طی دو روز گذشته، رسانه‌ها و برخی مقامات داخلی و خارجی، بندهایی از آنچه «توافق بین ایران و آمریکا» نامیده‌اند را منتشر کرده‌اند. مفاد این توافق بسته به این که از سوی کدام جبهه منتشر شده، به شدت متفاوت و بعضاً متناقض است. مثلاً رسانه‌ها و چهره‌های سیاسی نزدیک به دشمن می‌گویند ایران متعهد شده تنگه هرمز را بازگشایی کند بدون اینکه از کشتی‌ها عوارض بگیرد. یا ایران توافق کرده 420 کیلو اورانیوم غنی شده خود را یا از بین ببرد یا به یک کشور خارجی تحویل دهد. حتی برخی نوشته‌اند، ایران متعهد شده محدودیت‌هایی در توان موشکی خود اعمال کند و دست از حمایت متحدان منطقه‌ای‌اش بردارد. در مقابل مفاد توافق منتشر شده از سوی چهره‌ها و رسانه‌های خودی درست عکس این را می‌گویند. مقامات مسئول کشورمان نیز متأسفانه، تا لحظه تنظیم این یادداشت، به «کلی گویی» بسنده کرده و به مهم‌ترین سؤال این روزهای افکار عمومی کشور پاسخگو نبوده‌اند. مردمی که تجربه تلخ برجام را پیش روی خود دارند آیا حق ندارند نگران باشند؟! برخی منابع در داخل کشور می‌گویند، توافق شده تا نهائی شدن توافق، مفاد آن رسانه‌ای نشود. اگر چنین است، چرا رئیس‌جمهور آمریکا در حال رسانه‌ای کردن مفاد این توافق است؟! متأسفانه یکی از بزرگ‌ترین اشکالات در حوزه دیپلماسی کشورمان این است که، برخی مسئولین مردم را «محرم» نمی‌دانند و مردم پاسخ سؤال‌هایشان را باید از دهان دشمن بشنوند! سؤال‌هایی که به سرنوشت خود و کشورشان گره خورده است.

3- تقریباً همه کسانی که می‌توان نام کارشناس روی آنها گذاشت متفق‌القولند که، آنچه باعث عقبگرد دشمن در جنگ 40 روزه و التماس آنها برای مذاکره شد، بسته شدن تنگه هرمز بود. به عبارتی تمام کارشناسان بر این باورند که، بزرگ‌ترین نقطه ضعف دشمن در این جنگ، همین تنگه هرمزی است که نیروهای مسلح کشورمان با کمک خدای متعال بر آن مسلط شده‌اند. مبادا بزرگ‌ترین نقطه قوتمان را به صورت نقد با یک مشت وعده نسیه تاخت بزنیم؟! طبق فرمایش رهبر عزیز انقلاب «قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود.» اگر آنچه باعث توقف جنگ همه‌جانبه دشمن و التماس برای آتش‌بس را بر سر یک مشت وعده، نقداً تقدیم کنیم، شما بفرمایید، «چرا دشمن باید به آتش‌بس پایبند بماند.» به عبارتی، آیا از دست دادن «عامل آتش‌بس»، به معنای آغاز مجدد تجاوز گسترده و جنگ نیست؟! پاسخ خیلی روشن است. این را هم در نظر باید داشت که دولت آمریکا به این نتیجه رسیده است که، در صورت گشایش تنگه هرمز، بستن مجدد آن ساده نخواهد بود!

4- ما مطمئن نیستیم اما این‌طور حس می‌شود که «آزاد شدن چند میلیارد دلار از پول‌های بلوکه شده» خودمان شده، هدف مهم برخی در داخل، از انجام این مذاکرات-که در این مورد هم دشمن تأکید کرده تا ایران به همه تعهداتش عمل نکند، یک سنت هم آزاد نخواهد شد- برای درک مُضحک بودن چنین سقفی از خواسته‌، فقط کافی است یک بار دیگر جنگ 40 روزه و تحولات بعد از آن را مرور کنیم. ترور رهبر عزیز کشورمان، ترور دانشمندان و فرماندهان ارشد نظامی، قتل‌عام کودکان، سربازان، مردان و زنان، حمله به زیرساخت‌ها و همین‌طور، تحولات پیش از آن یعنی شبه کودتای خونین دی‌ماه 1404. در مقابل این همه دشمنی و خسارت و جنایت و خباثت، اینکه برخی از مذاکره، صرفاً دنبال آزاد شدن چند میلیارد دلار از پول‌های خودمان باشد، مضحک نیست؟! ممکن است گفته شود، در عوض خسارت بیشتری به کشور وارد نمی‌شود که در پاسخ باید گفت: «با کدام تضمین؟». آیا آمریکا و رژیم صهیونیستی، طرف‌هایی هستند که به تعهدات خود پایبند بمانند؟! زهی خیال باطل!

5- بیایید شروط ده گانه شورای عالی امنیت ملی کشورمان را که در تاریخ 19 فروردین 1404 برای آغاز آتش‌بس و مذاکره مطرح شد را به طور خلاصه و تیتروار یک‌بار دیگر مرور کنیم: تعهد به تضمین عدم تجاوز، کنترل ایران بر تنگه هرمز، پذیرش غنی‌سازی، رفع همه تحریم‌های اولیه، رفع همه تحریم‌های ثانویه، خاتمه تمام قطعنامه‌های شورای امنیت، خاتمه تمام قطعنامه‌های شورای حکام، پرداخت خسارت به ایران، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و توقف جنگ در همه‌جبهه‌های مقاومت. در آنچه برخی مسئولین کشورمان آن را «گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای» می‌خوانند و مقامات رسمی و رسانه‌ای خارجی مرتب به عنوان «متن توافق» تکرار می‌کنند، به جرأت می‌توان گفت، به هیچ یک از این موارد، یا اصلاً اشاره نشده است یا اگر شده، با اما و اگر و بعضاً حتی، با تهدید و توهین همراه شده است. این را گفتیم تا پاسخ آن دسته از دوستانی را که می‌گویند، این ده شرط، متوهمانه، ناشدنی و غیرعقلانی است داده باشیم. اعتراض به وجود این همه تفاوت بین خواسته‌های اعلامی ما و خواسته‌های اعلامی دشمن، و درخواست توضیح به مردم، غیرعقلانی نیست بلکه، از دست دادن مولفه‌هایی که باعث توقف جنگ و تن دادن دشمن به مذاکره شده، غیرعقلانی است. نامحرم دانستن این مردم که بیش از 100 شب است به همراه کودک و نوزاد خود در خیابان‌ها حضور دارند و عملی شدن مهم‌ترین بخش نقشه دشمن را ناکام گذاشته‌اند، غیر عقلانی است.

6- بند پایانی این یادداشت را به دلیل اهمیت موضوع، به تنگه هرمز اختصاص داده‌ایم. پیش از این بارها گفته‌ایم، اکنون نیز برای اتمام حجت تکرار می‌کنیم: «کنترل تنگه هرمز یعنی نگه داشتن پای ایران روی گلوی دشمن، تا دوباره دست از پا خطا نکند. ما مخالف مذاکره نیستیم؛ می‌گوئیم تنگه هرمز، همان نقطه‌ای است که باعث توقف دشمن و تن دادن ترامپ به آتش‌بس شد. ذره‌ای تردید نداریم، به محض بازگشایی این تنگه، دشمن تجاوز و ترور و کشتار مردم را وحشیانه‌تر از قبل از سر خواهد گرفت... می‌گوئیم، بزرگ‌ترین نقطه ضعف دشمن تسلط ما بر تنگه هرمز است. بدیهی است که هیچ آدم عاقلی، بزرگ‌ترین نقطه قوت خود را به میز مذاکره نمی‌برد. مسئولان کشورمان می‌دانند اگر دنبال مهار دشمن هستیم، اگر دنبال لغو تحریم‌ها هستیم، اگر دنبال بهبود شرایط اقتصادی هستیم، اگر دنبال بازدارندگی و توقف دائمی جنگ هستیم، همه این خواسته‌ها به صورت یکجا در همین تنگه هرمز قرار دارد و نباید این اهرم را برای یک مشت وعده نسیه از دست داد.»

منبع: کیهان

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم