شنبه، 23 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
تمدن‌اندیشی به مثابه توسعه در انگاره امام شهید

Studio Ney

تمدن نوین اسلامی، مقصد نهایی انقلاب اسلامی و افق مطلوب توسعه در اندیشه رهبری است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، مقاله «تمدن اندیشی به مثابه توسعه در انگاره آیت‌الله خامنه‌ای» به قلم سید علیرضا واسعی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی نوشته شد.

این مقاله با روش گردآوری داده‌ها و تحلیل عقلی به بررسی نسبت تمدن‌اندیشی و توسعه/پیشرفت در انگاره آیت‌الله خامنه‌ای می‌پردازد و می‌کوشد نشان دهد که توسعه حقیقی، صرفاً به شاخص‌های مادی، فنی یا اقتصادی فروکاسته نمی‌شود، بلکه باید در افق تمدن‌اندیشی و در نسبت با غایت نهایی اسلام فهم شود.

رابطه میان موضوع و مسئله از آنجا شکل می‌گیرد که نویسنده در برابر پرسش اساسی جهان معاصر، یعنی چگونگی دستیابی به توسعه‌ای پایدار، عادلانه و انسان‌ساز، به این ایده می‌رسد که بدون تمدن‌اندیشی، توسعه ناقص و ناتمام خواهد بود. مسئله اصلی مقاله این است که توسعه در اندیشه اسلامی چه معنایی دارد و تمدن‌اندیشی چه جایگاهی در تحقق آن ایفا می‌کند.

در واقع، نویسنده می‌خواهد روشن سازد که آیا توسعه صرفاً به ابزارها و نمودهای بیرونی محدود می‌شود یا آنکه باید بر بنیان یک نظام ارزشی، اخلاقی و تمدنی استوار باشد.

هدف پژوهش، کاوش در انگاره آیت‌الله خامنه‌ای درباره توسعه و نشان دادن جایگاه تمدن‌اندیشی در تحقق توسعه همه‌جانبه و پایدار است. مقاله در پی آن است که تبیین کند توسعه حقیقی در منطق اسلامی، توسعه‌ای است که از دل تمدن اسلامی برمی‌خیزد و در نهایت به تمدن نوین اسلامی منتهی می‌شود.

از این رو، نویسنده نه تنها می‌خواهد نسبت تمدن و توسعه را روشن کند، بلکه می‌کوشد افق نهایی انقلاب اسلامی را نیز به‌عنوان یک پروژه تمدنی معرفی کند. بنابراین، هدف مقاله فراتر از یک بحث نظری صرف درباره واژه‌های توسعه و تمدن است و به ارائه الگوی بومی و اسلامی پیشرفت می‌انجامد.

در بخش سؤال یا مسئله، پرسش اصلی مقاله چنین بازسازی می‌شود: آیت‌الله خامنه‌ای توسعه را چگونه می‌فهمد و تمدن‌اندیشی چه نسبتی با توسعه دارد؟ در کنار این پرسش اصلی، سؤالات فرعی دیگری نیز مطرح‌اند؛ از جمله اینکه تمدن و توسعه چه تفاوت‌ها و چه پیوندهایی با یکدیگر دارند، شاخص‌های تمدن و توسعه در نگاه اسلامی چیست و هدف نهایی انقلاب اسلامی در این مسیر کدام است؟

مقاله با طرح این پرسش‌ها نشان می‌دهد که فهم توسعه بدون توجه به مبانی تمدنی، به الگویی ناقص و ناتوان از پاسخ‌گویی به نیازهای واقعی جامعه منجر خواهد شد. در نتیجه، مسئله اصلی پژوهش، بازتعریف مفهوم توسعه در نسبت با تمدن‌اندیشی اسلامی است.

روش تحقیق، گردآوری داده‌ها و تحلیل عقلی بر پایه بیانات و دیدگاه‌های آیت‌الله خامنه‌ای است. این روش ماهیتی کیفی، تحلیلی و مفهومی دارد و به‌جای اتکا به سنجش‌های آماری، بر استنباط عقلانی از متون و بیانات رهبری تمرکز می‌کند. نویسنده با این روش می‌کوشد لایه‌های مفهومی اندیشه تمدنی را استخراج کند و نشان دهد که چگونه توسعه در این منظومه فکری، در پیوندی وثیق با ارزش‌های اسلامی و غایت تمدن نوین اسلامی قرار دارد. بنابراین، مقاله از نوع پژوهش‌های تبیینی و نظری است که با تحلیل محتوای عقلانی به بازسازی یک الگوی فکری می‌پردازد.

از مهم‌ترین نتایج مقاله آن است که توسعه بدون تمدن‌اندیشی، ناقص و سطحی خواهد بود. یافته‌ها نشان می‌دهد که در نگاه آیت‌الله خامنه‌ای، تمدن دارای دو بخش اصلی و ابزاری است: بخش اصلی که به مبانی ارزشی، اخلاقی و معنوی مربوط می‌شود و بخش ابزاری که شامل علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسی و نظامی، اعتبار بین‌المللی و تبلیغ است، اما این ابزارها خودِ تمدن واقعی نیستند، بلکه نمودها و لوازم آن به‌شمار می‌روند. روح تمدن در نظم اجتماعی، امنیت، اخلاق، قانون، تساهل و تسامح تجلی پیدا می‌کند. به عبارت دیگر، تمدن صرفاً انباشت تکنولوژی یا رفاه مادی نیست، بلکه نظم‌یافتگی حیات انسانی در پرتو ارزش‌های الهی و اخلاقی است.

یافته دیگر مقاله آن است که هدف اسلام و انقلاب اسلامی، رسیدن به تمدن اسلامی و در نهایت تمدن نوین اسلامی است. مقاله تصریح می‌کند که از منظر آیت‌الله خامنه‌ای، انقلاب اسلامی تنها برای تغییر سیاسی یا استقلال ملی به‌وجود نیامده، بلکه مأموریت آن ساخت جامعه اسلامی و حرکت به‌سوی تمدن نوین اسلامی است. این تمدن بر توحید، عبودیت، کرامت انسانی و سبک زندگی مبتنی بر ارزش‌های دینی استوار است.

همچنین نویسنده نشان می‌دهد که رهبری برای پیشرفت چهار عرصه بنیادین را برمی‌شمرد: فکر، علم، زندگی و معنویت؛ و در میان این چهار عرصه، معنویت جایگاهی محوری دارد. این نکته نشان می‌دهد که پیشرفت در منطق اسلامی، پیشرفتی جامع است که هم عقل و علم را دربرمی‌گیرد و هم اخلاق و معنویت را.

از دیگر نتایج مهم مقاله، نقد الگوی غربی توسعه است. نویسنده با استناد به بیانات رهبری بیان می‌کند که توسعه غربی بر اومانیسم و اصول غیرالهی استوار است و با وجود دستاوردهای مادی، نتوانسته آزادی، عدالت، اخلاق، معنویت و امنیت واقعی را برای انسان معاصر به ارمغان آورد. از این رو، الگوی غربی نمی‌تواند معیار نهایی توسعه برای جوامع اسلامی باشد.

در مقابل، مقاله بر ضرورت تدوین و تعمیق الگوی بومی مبتنی بر اسلام و فرهنگ ایرانی تأکید می‌کند؛ الگویی که نه تنها به پیشرفت مادی می‌اندیشد، بلکه تعالی انسان، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی را نیز هدف می‌گیرد.

نتیجه‌گیری نهایی مقاله آن است که تمدن‌اندیشی در انگاره آیت‌الله خامنه‌ای، چارچوبی برتر از توسعه و حتی پیشرفت صرف است. توسعه زمانی معنا و غایت درست می‌یابد که در مسیر تمدن‌سازی قرار گیرد و این تمدن‌سازی نیز در نهایت به تمدن نوین اسلامی ختم شود. بر این اساس، جوامع اسلامی باید همه ظرفیت‌های خود را برای تحقق این افق به‌کار گیرند و شاخص‌های بومی، اسلامی و انسانی را جایگزین الگوهای وارداتی و غرب‌محور کنند.

مقاله در نهایت نتیجه می‌گیرد که تمدن نوین اسلامی، مقصد نهایی انقلاب اسلامی و افق مطلوب توسعه در اندیشه رهبری است؛ افقی که در آن، فکر، علم، زندگی و معنویت در یک منظومه هماهنگ و معنا‌دار گرد می‌آیند و جامعه را به سوی پیشرفت حقیقی و حیات طیبه رهنمون می‌سازند.

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم