چهارشنبه، 20 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
ببینید| از آرایشگر جهادیِ بی‌تاکسی تا پخت 15 هزار نان زیر سایه موشک‌ها

Studio Ney

در دل جنگ و زیر سایه موشک‌ها، از آرایشگر جهادیِ بی‌تاکسی تا پخت روزانه 15 هزار نان روایت می‌شود اینجاست.

خبرگزاری تسنیم - مجتبی برزگر: جنگ فقط در خط مقدم معنا پیدا نمی‌کند. گاهی چند کیلومتر آن‌سوتر از صدای انفجارها، در دل یک نانوایی، کنار دیگ‌های بزرگ غذا یا پشت میزهای بسته‌بندی اقلام معیشتی، جبهه‌ای دیگر شکل می‌گیرد؛ جبهه‌ای که سلاحش نان داغ، غذای گرم و دست‌هایی است که بی‌ادعا برای مردم کار می‌کنند.

در روزهایی که آسمان با صدای پهپادها و موشک‌ها ناآرام بود، در یکی از قرارگاه‌های جهادی مردمی، زندگی شکل دیگری از مقاومت را تجربه می‌کرد. اینجا نه خبری از حقوق و مزایا بود و نه وعده‌ای برای دیده شدن. هرکس از گوشه‌ای آمده بود؛ یکی بازنشسته، یکی دانشجو، یکی پزشک، یکی قاضی، یکی راننده تاکسی و دیگری نوجوانی که برای نخستین بار طعم خدمت را می‌چشید.

در گوشه‌ای از قرارگاه، نانواها از نخستین روز جنگ پای کار ایستاده بودند. مردی که مقابل تنور ایستاده، از سختی کار خود حرف نمی‌زند. او معتقد است در مقایسه با رزمندگانی که کنار لانچرها جانشان را کف دست گرفته‌اند، کار او چندان به چشم نمی‌آید. با این حال از روز اول جنگ همان‌جا مانده و هر روز هزاران قرص نان را برای رزمندگان، جنگ‌زدگان و ایستگاه‌های صلواتی آماده کرده است.

.

او می‌گوید روزانه حدود 13 هزار نان در این قرارگاه پخته می‌شود و در برخی روزها این عدد به 40 هزار قرص نان هم رسیده است. نانی که از دل تنورهای داغ بیرون می‌آید تا بخشی از نیاز مردمی را تأمین کند که روزهای دشواری را پشت سر می‌گذارند.

کمی آن‌طرف‌تر، دیگ‌های بزرگ غذا روی شعله‌ها قرار دارند. آشپزهای قرارگاه از روزهایی می‌گویند که دود حملات در نزدیکی محل خدمتشان دیده می‌شد اما کار متوقف نمی‌شد. یکی از آنها به یاد می‌آورد روزی که ساختمانی در منطقه هدف قرار گرفت، دود آن از محل قرارگاه دیده می‌شد؛ همان لحظه‌ای که آنها مشغول پخت غذا بودند.

آمارها هم از وسعت این خدمت‌رسانی حکایت دارد. در اوج فعالیت‌ها، روزانه چهار هزار پرس غذا و حدود 15 هزار نان در این مجموعه تهیه می‌شد. امروز نیز با وجود کاهش نیازها، همچنان روزانه دو هزار پرس غذا آماده می‌شود؛ بخشی برای نیازمندان و بخشی برای مدافعان وطن.

اما شاید یکی از متفاوت‌ترین روایت‌های این قرارگاه، متعلق به مردی باشد که پشت صندلی آرایشگری ایستاده است. خودش می‌گوید آرایشگر نیست؛ راننده تاکسی است. برای شرکت در مراسم‌ها و برنامه‌های مختلف رفته بود و وقتی برگشت، متوجه شد خودرواش به سرقت رفته است. با این حال این اتفاق باعث نشد از میدان خدمت فاصله بگیرد. او هر روز در قرارگاه فعالیت می‌کند و بعد از آن نیز همراه دوستانش در محله‌های مختلف حاضر می‌شود تا به گفته خودش «دِینش را به کشور و شهدا ادا کند.»

در بخش دیگری از قرارگاه، نوجوانان مشغول آماده‌سازی غذا و بسته‌های معیشتی هستند. دختری که در روزهای جنگ با این مجموعه آشنا شده، از حس و حالی می‌گوید که قابل توصیف نیست. او و دوستانش با تمام توان آمده‌اند تا نشان دهند مردم ایران در سخت‌ترین شرایط هم یکدیگر را تنها نمی‌گذارند.

همین روحیه را می‌توان در میان داوطلبان توزیع بسته‌های معیشتی نیز دید. یکی از آنها هر روز مسیر طولانی میان شهریار و محل قرارگاه را طی می‌کند. او می‌گوید در روزهای عادی ماهانه حدود 100 بسته معیشتی برای نیازمندان تهیه می‌کرده و در روزهای جنگ نیز همان مسیر خدمت را ادامه داده است.

مسئولان قرارگاه معتقدند آنچه این مجموعه را سرپا نگه داشته، همان روحیه‌ای است که هر سال در مسیر اربعین دیده می‌شود. نام قرارگاه نیز از همین باور گرفته شده است؛ جمعی از خادمان اربعین که با همان حال و هوای خدمت به زائران امام حسین(ع)، این بار برای خدمت به مردم پای کار آمده‌اند.

یکی از مسئولان مجموعه می‌گوید حتی روزهایی که هشدار داده می‌شد محل‌های تجمع ممکن است هدف قرار بگیرند، تعداد داوطلبان کمتر نمی‌شد؛ بلکه بیشتر هم می‌شد. بسیاری از آنها می‌گفتند اگر قرار است خطری باشد، ترجیح می‌دهند کنار یکدیگر باشند.

در میان این جمع، اختلاف سلیقه‌ها رنگ باخته است. آشپز قرارگاه می‌گوید در این روزها همه پای کار آمده‌اند؛ حتی کسانی که شاید در بسیاری از مسائل با هم هم‌نظر نبوده‌اند. هدف اما مشترک است؛ خدمت به مردم.

نانوای بازنشسته قرارگاه نیز از زاویه دیگری به ماجرا نگاه می‌کند. او می‌گوید هزار و یک دلیل برای نیامدن وجود دارد؛ از مشکلات اقتصادی گرفته تا دشواری‌های زندگی. اما تنها یک دلیل برای ماندن کافی است؛ احساس مسئولیت در قبال کشور و مردم.

شاید مهم‌ترین ویژگی این قرارگاه، مردمی بودن آن باشد. تجهیزات، امکانات و هزینه‌ها همگی با کمک‌های مردمی تأمین شده‌اند. هیچ‌کس چشم‌داشتی به دستمزد ندارد و همه فعالیت‌ها با نیت خدمت انجام می‌شود.

در پایان روز، وقتی آخرین بسته‌ها آماده توزیع می‌شوند و آخرین نان‌ها از تنور بیرون می‌آیند، یک جمله بیش از هر چیز در فضای قرارگاه شنیده می‌شود؛ شعاری که به باور اعضای این مجموعه فقط مختص یک مناسبت نیست: «اربعین جریان دارد». یعنی خدمت متوقف نمی‌شود؛ چه در مسیر کربلا و چه در روزهای جنگ، چه کنار زائران و چه در کنار مردمی که به یک قرص نان، یک وعده غذا یا یک نشانه از همدلی نیاز دارند.

اینجا، زیر سایه موشک‌ها و پهپادها، مقاومت فقط در سنگرها تعریف نمی‌شود؛ گاهی در گرمای تنور نان، کنار دیگ‌های غذا و در دستان مردمی معنا پیدا می‌کند که هنوز باور دارند هیچ چیز بالاتر از خدمت به مردم نیست.

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم