هامون روزگاری قلب تپنده سیستان بود؛ تالابی که با آب خود به زمینهای کشاورزی جان میبخشید.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از زابل، در شمال سیستان و بلوچستان، جایی که بادهای 120 روزه قرنها بخشی از هویت مردم بودهاند، روزگاری پهنهای آبی گسترده وجود داشت که زندگی را به این سرزمین هدیه میکرد. هامون تنها یک تالاب نبود؛ در واقع موتور تنظیمکننده اقلیم منطقه، تامینکننده معیشت هزاران خانوار، زیستگاه گونههای ارزشمند جانوری و مهمتر از همه، سپر طبیعی سیستان در برابر بیابانزایی بود.
امروز اما از آن پهنه عظیم آبی که زمانی به «نگین فیروزهای سیستان» شهرت داشت، بخشهای وسیعی خشک شده و جای آب را بسترهای ترکخورده، شنهای روان و کانونهای گردوغبار گرفتهاند؛ پدیدهای که نه تنها محیط زیست منطقه را تهدید میکند، بلکه زندگی میلیونها نفر را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
اگر هامون را قلب تپنده سیستان بنامیم، اغراق نکردهایم؛ زیرا سلامت این تالاب مستقیماً با سلامت انسان، کشاورزی، دامداری، اقتصاد، امنیت و حتی آینده سکونت در شمال استان گره خورده است.
روزگاری که بادهای 120 روزه نعمت بودند
برای نسلهای قدیمی سیستان، بادهای 120 روزه نه یک تهدید، بلکه بخشی از سبک زندگی محسوب میشدند. مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری سیستان و بلوچستان در گفتوگو با خبرنگار تسنیم میگوید زمانی که هامون پرآب بود، این بادها پس از عبور از سطح وسیع آب تالاب، خنک و مرطوب میشدند و همانند یک سیستم طبیعی تهویه، دمای هوا را کاهش میدادند.
عبدالله بامری معتقد است هامون در سالهای پرآبی در عمل نقش یک «کولر طبیعی عظیم» را برای منطقه ایفا میکرد؛ تالابی که با تبخیر سطحی خود، رطوبت هوا را افزایش میداد و شدت گرمای تابستان را به شکل محسوسی کاهش میداد. در آن سالها نسیمهای برخاسته از هامون، هوای خشک و سوزان کویر را به جریانی مطبوع تبدیل میکردند و زندگی در منطقه را قابل تحملتر میساختند.
از خشکسالی تا تولد ابرکانون ریزگردها
اما از اواخر دهه هفتاد شمسی، شرایط به تدریج تغییر کرد. کاهش ورود آب به تالاب، تداوم خشکسالیها و تامین نشدن حقآبه هامون موجب شد بزرگترین تالاب آب شیرین شرق ایران وارد بحرانی شود که اکنون نزدیک به سه دهه از آن میگذرد.
بامری میگوید: با خشک شدن بخشهای وسیعی از تالاب، پوشش گیاهی طبیعی منطقه نیز از بین رفت؛ پوششی که سالها به عنوان سپر محافظ در برابر بادهای شدید عمل میکرد. نتیجه این اتفاق، تبدیل شدن بستر خشک تالاب به یکی از بزرگترین کانونهای تولید گردوغبار در شرق کشور بود.
امروز بادهایی که زمانی عامل تلطیف هوا بودند، هنگام عبور از بستر خشک هامون، میلیونها تن ذرات ریز خاک و شن را بلند کرده و به سمت شهرها و روستاهای منطقه هدایت میکنند.
هامون؛ قربانی خاموشی که همه چیز را تغییر داد
خشکی هامون فقط به معنای از دست رفتن یک تالاب نیست. با خشک شدن این پهنه آبی، زنجیرهای از بحرانهای زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی آغاز شد. صیادی که سالها منبع درآمد هزاران خانوار بود از رونق افتاد. دامداری سنتی با کمبود علوفه و منابع آبی مواجه شد. کشاورزی به دلیل نبود آب آسیب دید و بسیاری از زمینهای حاصلخیز به اراضی متروکه تبدیل شدند.
بامری هشدار میدهد که بسیاری از زمینهای کشاورزی خشک شده امروز خود به کانونهای فوق بحرانی تولید گردوغبار تبدیل شدهاند؛ موضوعی که بحران را پیچیدهتر کرده است.
مهاجرت؛ زخم اجتماعی خشکی هامون
پیامدهای بحران هامون تنها به محیط زیست محدود نمانده است. کاهش فرصتهای شغلی، نابودی بخشهایی از اقتصاد سنتی منطقه و تشدید مشکلات معیشتی، موجی از مهاجرت را در سالهای اخیر به دنبال داشته است.
کارشناسان معتقدند هر مترمکعب آبی که وارد هامون میشود، علاوه بر احیای اکوسیستم، میتواند به تثبیت جمعیت و کاهش مهاجرت نیز کمک کند. به بیان دیگر، احیای هامون تنها یک پروژه زیستمحیطی نیست؛ بلکه برنامهای برای حفظ حیات اجتماعی و اقتصادی سیستان است.
نبرد منابع طبیعی با شنهای روان
در شرایطی که تالاب همچنان با کمآبی دست و پنجه نرم میکند، منابع طبیعی سیستان و بلوچستان تلاش کرده است از گسترش بیابانزایی جلوگیری کند. حسین سرگزی، معاون فنی ادارهکل منابع طبیعی و آبخیزداری سیستان و بلوچستان به خبرنگار تسنیم میگوید: طی سالهای گذشته مجموعهای از اقدامات برای مهار شنهای روان و تثبیت خاک اجرا شده است. در سالهای ابتدایی خشکسالی، از شاخههای درختان گز موجود در تالاب برای احداث بادشکنهای غیرزنده استفاده میشد؛ روشی که تا زمان وجود پوشش گیاهی نتایج مناسبی داشت؛ اما با خشک شدن هامون و نابودی درختان گز، کارشناسان به سمت راهکارهای بومی جدید حرکت کردند.
یکی از ابتکارات منابع طبیعی، ساخت بادشکنهای گِلی از خاک بستر تالاب هامون بوده است. سرگزی توضیح میدهد این سازهها با کمترین هزینه و با استفاده از مصالح بومی ساخته میشوند و توانستهاند در تثبیت شنهای روان و کاهش جابهجایی ماسهها نقش مؤثری ایفا کنند. در کنار این اقدام، طرحهای گسترده نهالکاری و جنگلکاری بیابانی نیز اجرا شده است تا با ایجاد پوشش گیاهی مقاوم، از فرسایش بادی جلوگیری شود.
هر قطره آب؛ سدی در برابر ریزگردها
یکی از مهمترین نکاتی که کارشناسان بر آن تاکید دارند، ضرورت مدیریت دقیق هر میزان آب ورودی به منطقه است. سرگزی میگوید در دورههایی که آب از سمت افغانستان وارد سیستان میشود، عملیات پخش سیلاب و مرطوبسازی اراضی در دستور کار قرار میگیرد تا از تبدیل بسترهای خشک به کانون گردوغبار جلوگیری شود.
به اعتقاد متخصصان، حتی حجمهای محدود آب نیز اگر بهصورت هدفمند مدیریت شوند، میتوانند در کنترل بخشی از ریزگردها و تثبیت خاک نقش مؤثری داشته باشند. به همین دلیل مدیریت منابع آبی ورودی به منطقه، صرفاً یک مسئله کشاورزی یا تأمین آب شرب نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد مقابله با بحران ریزگردها و حفظ سلامت عمومی محسوب میشود.
بادهای 120 روزه؛ تهدید یا فرصت؟
در کنار تمام چالشها، کارشناسان از ظرفیت دیگری نیز سخن میگویند. سرگزی معتقد است نباید به بادهای 120 روزه فقط از زاویه تهدید نگاه کرد. به گفته وی، این جریان پایدار باد میتواند زمینه احداث مزارع بزرگ انرژی بادی و تولید برق پاک را فراهم کند؛ ظرفیتی که هنوز به اندازه کافی مورد استفاده قرار نگرفته است.
در واقع همان بادهایی که امروز به دلیل خشکی هامون عامل تشدید گردوغبار شدهاند، در صورت مدیریت صحیح میتوانند به موتور توسعه اقتصادی منطقه تبدیل شوند.
نجات هامون؛ فراتر از یک پروژه محیطزیستی
کارشناسان اتفاق نظر دارند که حل بحران هامون از توان یک دستگاه اجرایی خارج است. مدیریت آب، دیپلماسی حقابه، مقابله با بیابانزایی، توسعه پوشش گیاهی، مدیریت ریزگردها، حمایت از معیشت مردم و تأمین سلامت عمومی، همگی اجزای یک مسئله واحد هستند. به همین دلیل منابع طبیعی استان بر تشکیل سازوکاری فرابخشی برای مدیریت یکپارچه مسائل سیستان تأکید دارد.
هامون فقط یک تالاب نیست؛ حافظه تاریخی مردم سیستان است. تالابی که قرنها به این سرزمین آب، غذا، شغل، هوای پاک و آرامش هدیه داده است.
امروز نیز سرنوشت بخش بزرگی از شمال سیستان و بلوچستان به سرنوشت همین تالاب گره خورده است. هر میزان آب که وارد هامون میشود، تنها یک پهنه آبی را احیا نمیکند؛ بلکه امید را به روستاها بازمیگرداند، از شدت ریزگردها میکاهد، به کشاورزی جان میبخشد و امکان ماندگاری جمعیت در منطقه را افزایش میدهد.
شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از مردم سیستان میگویند نجات هامون، تنها نجات یک تالاب نیست؛ نجات زندگی است. تالابی که اگر دوباره جان بگیرد، میتواند بار دیگر نقش تاریخی خود را بهعنوان کولر طبیعی شرق ایران، سد دفاعی در برابر ریزگردها و قلب تپنده سیستان ایفا کند.
انتهای پیام/
