شنبه، 16 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
چرا برخی ملت‌ها پس از جنگ هم در سنگر می‌مانند؟

Studio Ney

امیرخانی در نشست علمی گفت:پایان جنگ به معنای پایان آثار آن در حیات اجتماعی ملت‌ها نیست.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ،  مرتضی امیرخانی استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم اجتماعی در  نشست علمی تأملی در مبانی اندیشه‌ای حکمرانی پساجنگ که با همکاری پژوهشکده علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد  با نگاهی فلسفی و تمدنی به مفهوم حکمرانی پساجنگ پرداخت و اظهار داشت:جنگ‌ها تنها جغرافیا را دگرگون نمی‌کنند، بلکه زمان را نیز تغییر می‌دهند. هر جنگی پیش از آن که ساختمان‌ها را ویران کند، شیوه نگاه یک جامعه به آینده را متحول می‌سازد و از همین رو پایان جنگ را نمی‌توان صرفاً در خاموشی سلاح‌ها یا توقف درگیری‌های نظامی خلاصه کرد. آن­چه جنگ را به پدیده‌ای ماندگار در حیات ملت‌ها تبدیل می‌کند، استمرار عقلانیتی است که در متن آن شکل گرفته است و به همین دلیل، مسئله اصلی حکمرانی پساجنگ بازسازی خرابی‌ها نیست، بلکه عبور از عقلانیت جنگ و تأسیس عقلانیتی نو برای ساخت آینده است.

این استاد دانشگاه با اشاره به ویژگی‌های دوران جنگ خاطرنشان کرد: جامعه در زمان جنگ در وضعیتی قرار می‌گیرد که می‌توان آن را زمان اضطرار نامید؛ وضعیتی که همه امور حول محور بقا سامان می‌یابد و تهدید به مهم‌ترین واقعیت اجتماعی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و حتی زندگی روزمره در مدار حفظ موجودیت جمعی قرار می‌گیرند. در این فضا فضیلت‌هایی مانند ایثار، همبستگی، فداکاری و ترجیح منافع عمومی بر منافع فردی شکوفا می‌شوند و همین فضیلت‌ها امکان مقاومت و استمرار حیات ملی را فراهم می‌کنند.

دکتر امیرخانی با بیان اینکه چالش اصلی پس از پایان جنگ آغاز می‌شود، تصریح کرد: مسئله از جایی آغاز می‌شود که منطق اضطرار پس از پایان جنگ نیز تداوم پیدا کند. سنگر صرفاً یک موقعیت نظامی نیست بلکه نماد نوعی عقلانیت سیاسی و اجتماعی است؛ عقلانیتی که جهان را از دریچه تهدید می‌نگرد و هویت خود را در نسبت با دشمن تعریف می‌کند. این عقلانیت در زمان جنگ ضروری و کارآمد است، اما استمرار آن در دوران صلح می‌تواند جامعه را در وضعیتی از تعلیق تاریخی نگه دارد و مانع شکل‌گیری افق‌های تازه برای توسعه شود.

این پژوهشگر حوزه علوم اجتماعی در ادامه به مفهوم بقای سنگری پرداخت و اظهار داشت: مهم‌ترین خطر پیش روی جوامع پساجنگ نه ویرانی‌های برجای مانده از نبرد، بلکه بقای ذهنیت جنگی است. بقای سنگری وضعیتی است که در آن جنگ پایان یافته اما ذهنیت جنگی همچنان بر نهادها، سیاست‌ها و افق‌های اجتماعی سایه افکنده است. در چنین شرایطی، جامعه از میدان نبرد فاصله گرفته اما هنوز از منطق نبرد عبور نکرده است. ممکن است شهرها بازسازی شوند، اقتصاد رونق یابد و امنیت نیز برقرار شود، اما جامعه همچنان در حصار نوعی اضطرار دائمی زندگی کند. ایشان با تأکید بر ضرورت گذار از منطق سنگر به منطق افق گفت: آنچه حکمرانی پساجنگ به آن نیاز دارد، توانایی تصور آینده است. اگر سنگر بر بقا استوار است، افق بر امکان بنا می‌شود. اگر سنگر انسان را به حفاظت از داشته‌ها فرا می‌خواند، افق او را به خلق آنچه هنوز وجود ندارد دعوت می‌کند. بنابراین جوهر حکمرانی پساجنگ را باید در گذار از مدیریت تهدید به معماری آینده جست‌وجو کرد. ملت‌ها زمانی می‌توانند وارد مرحله‌ای جدید از حیات تاریخی خود شوند که از دغدغه صرف بقا عبور کرده و به خلق امکان‌های تازه بیندیشند.

وی در ادامه به مفهوم فقر افق اشاره و تصریح کرد:بزرگ‌ترین آسیب جنگ تخریب ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها نیست زیرا این خسارت‌ها هرچند سنگین، اما قابل جبران‌اند. آسیب عمیق‌تر زمانی رخ می‌دهد که جامعه توانایی رؤیاپردازی تاریخی خود را از دست بدهد. ملت‌ها زمانی دچار بحران می‌شوند که دیگر نتوانند آینده‌ای بزرگ‌تر از اکنون خویش تصور کنند. همان‌گونه که فقر اقتصادی ظرفیت‌های مادی جامعه را محدود می‌کند، فقر افق نیز توانایی حرکت تاریخی یک ملت را کاهش می‌دهد. باید به این نکته نیز توجه کرد که  دولت­ها در دوران پسا جنگ نقش مهمی دارند و  وظیفه حکمرانی دولت در وضعیت پسا جنگ فراتر از اداره امور است. دولت دیگر صرفاً نگهبان مرزها یا حافظ نظم نیست بلکه باید به معمار افق‌های جدید تبدیل شود و این گذار نیازمند تحول در زبان سیاست، نظام تصمیم‌گیری و حتی تخیل تاریخی نخبگان است؛ زیرا جامعه‌ای که سال‌ها در فضای اضطرار زیسته، برای ورود به عصر امکان باید رابطه خود با آینده را بازسازی کند.

دکتر مرتضی امیرخانی در پایان این نشست خاطرنشان کرد: عبور از منطق سنگر به معنای فراموشی جنگ یا نادیده گرفتن فضیلت‌های متولدشده در آن نیست و برعکس، یکی از مهم‌ترین وظایف حکمرانی پساجنگ حفظ این سرمایه‌های اخلاقی و ترجمه آنها به زبان توسعه و تمدن است. ایثار، مسئولیت‌پذیری، همبستگی و روحیه فداکاری نباید در خاطره جنگ محصور بمانند بلکه باید به نیروی محرکه پیشرفت و تمدن‌سازی تبدیل شوند. بنابراین ملت‌ها ناگزیرند دو بار پیروز شوند؛ یک بار در میدان نبرد و بار دیگر در میدان آینده است. پیروزی نخست از سرزمین محافظت می‌کند اما پیروزی دوم تاریخ را می‌سازد و حکمرانی پساجنگ در نهایت چیزی جز هنر تبدیل سنگر به افق نیست و آینده از لحظه‌ای آغاز می‌شود که جامعه بتواند فضیلت‌های متولدشده در شرایط خطر را به سرمایه‌ای برای دوران امکان تبدیل کند

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم