رئیس دانشگاه قم گفت: انتظار فوقالعادهای که رهبر شهید انقلاب از فلسفه داشتند، از هر فیلسوفی بیشتر بود.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر احمدحسین شریفی، رئیس دانشگاه قم، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم ، به تبیین اندیشه رهبر شهید انقلاب در عرصه فلسفه و حکمت اسلامی پرداخت و گفت: حقیقتاً رهبر شهید ما یک حکیم به معنای دقیق کلمه و یک فرزانه بود. یک انسان بینظیر، یک عالم ربانی و کسی بود که این روایت در حق او قطعا صادق است که «اذا مات العالمُ ثَلُمَ فی الاسلامِ ثلمةً لایسدُّها شیء». شاید جای ایشان را به این زودی کسی نتواند پر کند. این جامعیت و اشراف بر همه ابعاد حکمرانی و همه لایههای علمی مورد نیاز برای اداره جامعه؛ از دانش نظامی گرفته تا علوم راهبردی و فناوریهای نوین؛ و از علوم اسلامی و علوم انسانی گرفته تا علوم طبیعی، ادبیات، تاریخ، تاریخ معاصر، نه فقط در ایران، بلکه تاریخ معاصر جهان و تاریخ غرب. حقیقتا رهبر فرزانه انقلاب و حکیم شهید ما یک اعجوبه بود.
حجتالاسلام شریفی خاطرنشان کرد: در حوزه فلسفه اسلامی علیرغم اینکه همه میدانیم که ایشان استاد فلسفه به معنای متعارف کلمه نبودند و تدریس فلسفه مشاء، اشراق یا حکمت متعالی از ایشان سراغ نداریم، فقه و اصول تدریس کردند و همه سطوح فقه و اصول را تدریس کردند، بیش از سی سال تدریس درس خارج فقه داشتند؛ از طرفی ایشان پرورش یافته حوزه مشهد بود که در ظاهر تقابل با فلسفه و حکمت دارد و بالاخره مکتب تفکیک در آن حوزه علمیه رواج پیدا کرده؛ با وجود همه اینها، اشراف و اعتمادی که بر فلسفه اسلامی داشتند، افق بلندی که برای این فلسفه می دیدند و انتظار فوقالعادهای که از این فلسفه داشتند به مراتب از هر فیلسوفی بیشتر و قویتر بود.
وی افزود: انتظاری که ایشان از فلسفه ترسیم میکرد و اعتمادی که به فلسفه اسلامی داشت و قوتی که در فلسفه اسلامی میدید، فلاسفه درجه یک حوزه علمیه قم هم در آن سطح، به فلسفه نگاه نمیکردند و نگاه نمیکنند. بنابراین به یک معنا پیشرفت علوم عقلی و فلسفی در سه چهار دهه اخیر در حوزههای علمیه، چه در حوزه علمیه قم، چه حوزه علمیه تهران و چه جاهای دیگر، مدیون و مرهون این مرد بزرگ است. در موضوع فلسفه و حکمت اسلامی و نقش حوزههای علمیه در این موضوع فراوان سخن گفتند. مشخصا از سال 70 در این خصوص سخن گفتند تا اردیبهشت سال 1404 در بیانیه حوزه ی پیشرو و سرآمد به طور جدی به مسأله حکمت و فلسفه اسلامی پرداختند و انتظارات خودشان را ترسیم کردند.
اقدامات عملی و ساختاری در حوزه ترویج و تحقیق فلسفی
دکترای فلسفه تطبیقی اظهار کرد: به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب علی رغم رواج فلسفه در حوزه های علمیه از قبل و بعد از انقلاب به برکت وجود حضرت امام رضواناللهتعالیعلیه؛ اما باید بپذیریم که هنوز هم فلسفه در حوزه مهجور است و باید از این مهجوریت خارج بشود و فلسفه باید در صدر بنشیند. فلسفه اسلامی از افتخارات حوزه علمیه است؛ بلکه تعبیر رهبر شهید این است که فلسفه اسلامی افتخار حوزههای علمیه است و پرچم فلسفه اسلامی همیشه در دست حوزههای علمیه بوده و باید همچنان اینگونه باشد. ایشان به حوزویان سفارش و تأکید میکند که مبادا این پرچم را زمین بگذارند. اگر فلسفه اسلامی از حوزهها خارج شود و جاهای دیگر بخواهند متکفل آن بشوند، این فلسفه زمین میخورد و حق آن ادا نمیشود.
وی افزود: فلسفه اسلامی، علمی اسلامی است که به تعبیر رهبر شهید باید در مساجد تدریس شود؛ همانطور که فقه و اصول و تفسیر ، در سنت حسنه حوزویان در مساجد تدریس میشود، جای فلسفه هم همانجا است؛ چون این هم علمی اسلامی و افتخار حوزههای علمیه است. توصیه رهبر شهید به حوزه های علمیه این بود که تلاش کنند حوزه علمیه مرکز فلسفه، مرجع فلسفه و قطب اصلی فلسفه اسلامی باقی بماند. مبادا سهل انگاری و کوتاهی نسبت به فلسفه اسلامی کار را به جایی برساند که دیگران پرچمدار ترویج فلسفه اسلامی بشوند و متصدی آموزش و پژوهش در فلسفه اسلامی بشوند که البته معنایش این نیست که ما حسودیم یا نمیخواهیم دیگران به این بپردازند؛ مسأله حساسیّت نسبت به علم و فلسفه اسلامی است.
دکتر شریفی با اشاره به اینکه جای دیگری غیر از حوزه آنچنانکه شایسته است امکان پرداختن نسبت به فلسفه ندارد، خاطرنشان کرد: ادبیات فلسفی مقدماتی که لازم است طی شود؛ چه مقدمات عملی و چه مقدمات علمی، جز در دل حوزههای علمیه، جای دیگری محقق نمیشود. هرچند در حال حاضر در اغلب مراکز دانشگاهی حتی تا مقطع دکترا رشته فلسفه داریم؛ حال آنکه برخی از فارغ التحصیلان اینها حتی توانایی خواندن یک صفحه از یکی از ابتداییترین کتابهای فلسفه اسلامی مثل بدایة الحکمه یا نهایة الحکمة و توانایی قرائت یک صفحه از اسفار و شفا و حکمت اشراق را ندارند. این واقعیتی است ولی قریب به ده هزار نفر مشغول تحصیل هستند قریب به هشتصد نفر عضو هیأت علمی گروههای فلسفه در مراکز آموزشی و پژوهشی آموزش عالی کشور وجود دارند. البته همه اینگونه نیستند؛ اما بسیاری از حتی اساتید فلسفه توانایی ارتباطگیری با متون فلسفه اسلامی را ندارند چه برسد به فهم آموزههای آنها و ترویج و باور به آنها و دفاع از آن در مقابل فلسفههای رقیب! خب معلوم است که از جای دیگری بر آمدنی نیست. به همین دلیل امام شهید همواره تأکید میکردند که حوزههای علمیه باید مرکز فلسفه، مرجع فلسفه و قطب اصلی فلسفه اسلامی باشند.
رئیس دانشگاه قم با اشاره به تأکید رهبر انقلاب به فلسفه اسلامی خاطرنشان کرد: در سایه این تأکید مکرر رهبر فرزانه انقلاب، مدیران حوزههای علمیه هم به این مهم توجه کردند. الحمدلله کار به جایی رسیده که در حوزه آموزش و پژوهش فلسفه به ویژه در حوزه آموزش فلسفه در سالهای اخیر شاهد یک رونق کمّی دروس فلسفه در حوزههای علمیه به ویژه حوزه علمیه قم هستیم؛ به عنوان مثال در یکی دو سال اخیر روزانه حدود 270 درس فلسفه در حوزه علمیه قم تدریس میشود. خب این یک رشد ارزشمند، فوقالعاده و بیسابقه است.
وی افزود: نکته دوم اینکه اگر نیمنگاهی به عناوین دروسی که به عنوان درس فلسفه در حوزه علمیه قم آموزش داده میشود بیندازیم، معلوم میشود که نباید به این رشد کمی دلخوش باشیم. چون متأسفانه اغلب قریب به اتفاق این درسها و این کلاسهای فلسفی بر محوریت آموزش دو کتاب «بدایة الحکمه» و «نهایة الحکمه» علامه طباطبایی و احیاناً «اسفار» و «الشواهد الربوبیه» ملاصدرا است. شاید یک یا دو درس درباره حکمت عملی هست. تماماً در حوزه حکمت نظری و فلسفه انتزاعی است. در خصوص حکمت عملی یا فلسفههای جدید درسهای کمی داریم.
حکمت عملی ذیالمقدمه است
شریفی تأکید کرد: آموزش فلسفه با این روشی که ذکر شد، نه خدمت به فلسفه است و نه حوزه علمیه قم را میتواند به مرکز و مرجع فلسفه و قطب اصلی فلسفه اسلامی تبدیل کند. بنابراین شایسته یک پایگاه قوی و غنی و پربار فلسفی هم نیست و همچنین گرهی از نیازهای فلسفی جامعه ما را هم نمیگشاید. خیلی صریح میگویم که شاید عدهای هم موضعگیری کنند و بگویند که گرههایی را هم میگشاید. معلوم است که بنده هم معتقدم گرههایی را میگشاید و آموزش فلسفه به همین شکل را هم ضرورت میدانم؛ اما عرض بنده این است که گرههای اجتماعی ما به صرف این سطح از آموزش فلسفه و با این عناوین گشوده نمیشود. اینها مقدمات است. ذیالمقدمه رها شده است. متأسفانه ذیالمقدمه که حکمت عملی و امتداد اجتماعی بحثهای انتزاعی و امتداد فلسفی و تمدنی است را رها کردیم.
وی خطاب به علاقهمندان فلسفه گفت: این را بدانید اگر کسی بگوید کار من پرداختن به مقدمه است، ذی المقدمه را باید دیگرانی بپردازند و به آن عمل کنند، نشدنی است و امکان ندارد. در مباحث فلسفی تنها کسی میتواند امتداد اجتماعی و سیاسی و فرهنگی فلسفه را ترسیم کند که مقدمه را مسلط باشد، کسی میتواند این راه را به پایان برساند که آغاز کرده باشد؛ بنابراین انتظار نداشته باشید مثل دوی امدادی باشه که من تا یک مرحله بدوم بعد مثلا آن پرچم را دست نفر بعدی بدهم که او ادامه بدهد. نه؛ در بحث امتداد اجتماعی فلسفه همان کسی که از نقطه آغاز، دو را شروع کرده و پرچم را دست گرفته، او میتواند در مقصد پرچم را برافرازد و در قله بگذارد. بنابراین آموزش فلسفه در حوزههای علمیه ابتر، ناقص و بینتیجه است. تأکید میکنم که منظورم مطلق نیست؛ هستند افرادی که ادامه میدهند و هستند افرادی هم که نتیجه میگیرند؛ اما اغلب قریب به اتفاق اینگونه نیست.
استاد حوزه و دانشگاه برای خروج فلسفه از مهجوریت در حوزههای علمیه خاطرنشان کرد که دو کار اصلی باید انجام بگیرد. اولاً جمعی از دلسوزان فلسفه و مدیران آموزشی حوزه به تحلیل وضعیت موجود بپردازند؛ یعنی یک لجنهای شکل بگیرد و دقیقاً وضعیت موجود فلسفه را مورد مطالعه قرار بدهند. وضعیت تعلیم و تعلم فلسفه در حوزههای علمیه را به طور دقیق مطالعه کنند، وضعیت آموزش فلسفه در دانشگاههای کشور خودمان را در مرحله بعد تبیین کنند که چه رشتههایی آموزش داده میشود و چه سرفصلهایی و چگونه آموزش داده میشود، چه اهدافی را دنبال میکند، چه فارغ التحصیلانی دارد و این فارغ التحصیلان کجا مشغول هستند.
وی افزود: در مرحله بعد، تعلیم و تعلم فلسفه در دانشگاههای معتبر و مشهور دنیا را رصد کنند و ببینند که در دنیا، در دانشگاه هاروارد و آکسفورد و استنفورد و دانشگاههای بزرگ دنیا الان وضعیت تعلیم و تعلم فلسفه چگونه است. در مرحله بعد برآوردی از نیازهای فلسفی جامعه ایرانی اسلامی خود ما داشته باشند و بدانیم که چه میخواهیم و چه نیازهایی داریم؟ آیا واقعاً به این تعداد دانشجو و طلبه فلسفه نیاز داریم یا نه؟ به این همه دانشجوی فلسفهای که حکمت متعالیه میخوانند یا مثلاً «نهایة الحکمه» میخوانند نیاز هست یا نیست؟ بررسی شود که چه نیازهای فلسفی در جامعه ایرانی اسلامی ما وجود دارد و نهایتا هم با تکیه بر این دادهها و آگاهیها طرحی نو و جدید برای تعلیم و تعلم فلسفه درافکنند.
رئیس دانشگاه قم تأکید کرد: این طرح نو به معنای این نیست که مثلاً حکمت متعالیه کنار گذاشته شود؛ نه، هرگز! اصلاً مدل برنامه درسی فلسفه و حکمت اسلامی باید تغییر بنیادین کند تا بتوانیم انتظارات امام شهیدمان را برآورده کنیم که آن انتظارات، انتظارات جامعه اسلامی بود. انتظاری است که برای تمدنسازی اسلامی، جامعهسازی و دولتسازی اسلامی به آنها نیاز داریم.
خبرنگار: بابک شکورزاده
انتهای پیام/
