نماز در منطق قرآن تنها یک عبادت فردی نیست، بلکه عاملی تربیتی برای اصلاح رفتار انسان به شمار میرود. بر اساس آیه «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر»، این عبادت روزانه با ایجاد یاد خدا، تقویت ایمان و شکلدادن به ملکه پرهیز از گناه، میتواند انسان را از فحشا و منکر دور کند؛ هرچند تحقق کامل این اثر، به حضور قلب و التزام عملی به دستورات دینی وابسته است.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، نمازگزار ناچار است که به خاطر صحّت نماز و یا قبول شدن آن، مجموعهای از دستورات دینی را مراعات کند که رعایت آنها خود زمینهای قوی برای دوری از گناه و زشتی است.
نماز بهترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادتهای دیگر هم قبول میشود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمیشود، همان طور که اگر انسان شبانهروزی پنج نوبت در نهر آبی شستوشو کند، آلودگی در بدنش نمیماند، نمازهای پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک میکند و سزاوار است که انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و کسی که نماز را پست و سبک شمارد مانند کسی است که نماز نمیخواند، یکی از سؤالاتی که در رابطه با نماز مطرح میشود این است که منظور از نهی و بازدارندگی نماز از گناه در آیه «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر»(1) چیست؟ واحد پاسخگویی مرکز تخصصی نماز این گونه پاسخ میدهد:
بنابر روایت مشرق، مفسران در خصوص منظور این آیه مبنی بر اینکه نماز انسان را از فحشا و منکر باز میدارد، پاسخهای متعددی را مطرح کردهاند که در اینجا برخی از آنها را ذکر میکنیم:
*نهی نماز از فحشا و منکر نهی تشریعی است نه تکوینی
از برخی روایات استفاده میشود که خود نماز انسان را به صورت تشریعی از فحشا و منکر نهی میکند و انسان هم میتواند منهیات نماز را اطاعت کند و هم میتواند اطاعت نکند، کما اینکه در روایتی از پیامبر خدا(ص) نقل شده است: «لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَمْ یُطِعِ الصَّلَاةَ وَ طَاعَةُ الصَّلَاةِ أَنْ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْکَر» (2)؛ کسی که اطاعت فرمان نماز نکند نمازش نماز نیست و اطاعت نماز آن است که نهی آن را از فحشاء و منکر به کار بندد.
از همین رو برخی مفسران گفتهاند: نماز مانند یک انسانی که دیگری را از فحشاء و منکرات نهی میکند، به شخص نمازگزار میگوید: زنا مکن، ربا مخور، دروغ مگو و... و لیکن همان طور که در آن انسان لازمه نهی این نیست که شنونده گوش هم بدهد و از گفته او منتهی هم بشود، در نماز نیز چنین است، یعنی نماز مرتب به نمازگزار میگوید که چنین و چنان مکن و لیکن لازمه این نهی این نیست که نمازگزار(به طور تکوینی) منتهی هم بشود و از آن کارها دست بردارد، مگر نهی نماز از نهی خدا مهمتر و مؤثرتر است، خدای تعالی در آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبی وَ یَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ» (3)، به عدل و احسان و صله رحم امر میکند و از فحشاء و منکر نهی میفرماید و با این حال مردم هم چنان نافرمانیاش میکنند و نهی او باعث بازدارندگی مردم نمیشود، نهی نماز هم مثل آن است.(4)
*بالاخره نماز انسان را از گناه باز میدارد ولو در آینده
برخی مفسرین با استناد به داستان جوانی از انصار که با رسول خدا نماز میخواند و مرتکب فحشا میشد و پیامبر(ص) فرمود: بالاخره روزی نمازش او را از ارتکاب فواحش نهی میکند و چیزی نگذشت که او توبه کرد، چنین گفتهاند که معنای آیه این است که نماز در آینده صاحبش را از فحشا و منکر باز میدارد(5)، هر چند هم اکنون گرفتار گناه و معاصی باشد.
*این بازدارندگی به واسطه رعایت احکام قبولی و صحت نماز
نمازگزار ناچار است که به خاطر صحّت نماز و یا قبول شدن آن، یکسری دستورات دینی را مراعات کند (از جمله غصبی نبودن لباس و مکان نماز، طهارت بدن، عدم شرب خمر و... ) که رعایت آنها خود زمینهای قوی برای دوری از گناه و زشتی است، آری! کسی که لباس سفید بپوشد، طبیعی است که روی زمین آلوده و کثیف نمینشیند.(6)
*این بازدارندگی به واسطه شکل گرفتن ملکه پرهیز از فحشاء و منکر در انسان است
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه بیان داشته: از آنجا که نماز مشتمل بر ذکر خدا است و این ذکر، اولاً ایمان به وحدانیت خدای تعالی و رسالت و جزای روز قیامت را به نمازگزار تلقین میکند و به او میگوید که خدای خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار داده و از او استعانت بنما و درخواست کن که تو را به سوی صراط مستقیم هدایت کرده و از ضلالت و غضبش به او پناه ببر.
و ثانیاً او را وادار میکند بر اینکه با روح و بدن خود متوجه ساحت عظمت و کبریایی خدا شده، پروردگار خود را با حمد و ثنا و تسبیح و تکبیر یاد آورد و در آخر بر خود و هممسلکان خود و بر همه بندگان صالح سلام بفرستد.
علاوه بر این او را وادار میکند به اینکه از حدث -که نوعی آلودگی روحی است- و از خبث یعنی آلودگی بدن و جامه خود را پاک کند و نیز از اینکه لباس و مکان نمازش غصبی باشد، بپرهیزد و رو به سوی خانه پروردگارش بایستد.
پس اگر انسان مدتی کوتاه بر نماز خود پایداری کند و در انجام آن تا حدی نیت صادق داشته باشد، این ادامه در مدت کوتاه به طور مسلم باعث میشود که ملکه پرهیز از فحشاء و منکر در او پیدا شود، به طوری که اگر فرضاً آدمی شخصی را موکل بر خود کند، که دائماً ناظر بر احوالش باشد و او را آن چنان تربیت کند که این ملکه در او پیدا شود و به زیور ادب عبودیت آراسته شود، قطعاً تربیت او مؤثرتر از تربیت نماز نیست و به بیش از آنچه که نماز او را دستور میدهد دستور نخواهد داد و به بیش از آن مقدار که نماز به ریاضت وادارش میکند وادار نخواهد کرد.(7)
*بازدارندگی نماز
در قرآن آیهای داریم که میفرماید: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَر» (8) با توجه به این آیه و اینکه اکثریت مردم مقید به خواندن نماز هستند، چرا با این وجود گناه میکنند؟
بر اساس آنچه از روایات و تفاسیر به دست میآید این است که بازدارندگی از گناه جزئی از طبیعت نماز است، از همین رو نماز هر چند سطحی و ناآگاهانه باشد، غیر ممکن است که هیچ گونه تأثیری در نمازگزار نداشته باشد، چرا کسانی که نماز حقیقی نمیخوانند و آلوده به گناه هستند؛ اگر همان نماز ناقص و سطحی را نخوانند، از آن هم آلودهتر خواهند شد و اگر همین افراد اهتمامشان به نماز بیشتر شود، دوری آنها از گناه بیشتر خواهد شد.
لذا در یک مقایسه ساده میبینیم کسانی که نام مسلمانی دارند و نماز نمیخوانند، روزه را هم میخورد و حج هم نمیرود و زکات هم نمیدهد و بالأخره سایر واجبات را هم ترک میکند و هیچ فرقی بین پاک و نجس و حلال و حرام نمیگذارد و هیچ چیزی را در راه خود مانع پیشرفت خود نمیبیند، نه ظلم، نه زنا، نه ربا، نه دروغ و نه هیچ چیز دیگر، اما اگر حال چنین شخصی را با حال کسی مقایسه کنیم که نماز میخواند و در نمازش به حد اقل آن یعنی آن مقداری که تکلیف از گردنش ساقط شود اکتفاء میکند، خواهیم دید که او از بسیاری از کارها که بینماز از آن پروا نداشت پروا دارد و اگر حال این نمازگزار را با حال کسی مقایسه کنیم که در نمازش اهتمام بیشتری دارد، خواهیم دید که دومی از گناهان بیشتری پروا دارد و به همین قیاس هر چه نماز کاملتر باشد، خودداری از فحشاء و منکرات بیشتر خواهد بود.
اما علت اینکه افراد نمازخوان با وجود اینکه بازدارندگی از گناه جزئی از طبیعت نماز است، مرتکب گناه میشوند میتوان به دلایل متعددی اشاره نمود:
الف: فقدان شرایط صحت نماز
یکی از علتهای ممکن است بعضی افراد دچار آن باشند، این است که به دلیل کوتاهی در فراگیری مسائل فقهی و عدم آشنایی با احکام یکی از مقدمات نماز مانند وضو، تیمم یا غسل و یا بخشهای مختلف نماز مانند قرائت، رکوع و سجود و دیگر اجزا و شرایط، نمازشان صحیح نباشد و هرگاه نمازی از اصل باطل باشد، دیگر توقع اینکه چنین نمازی بتواند بازدارنده گناه باشد معنا ندارد.
ب: عدم قبولی نماز
از دیگر عواملی که موجب میشود تا نماز اثر بازدارندگی خود را از دست بدهد عدم قبولی نماز است، امام صادق(ع) فرمودهاند:
«مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَعْلَمَ أَ قُبِلَتْ صَلَاتُهُ أَمْ لَمْ تُقْبَلْ فَلْیَنْظُرْ هَلْ مَنَعَتْهُ صَلَاتُهُ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْکَرِ فَبِقَدْرِ مَا مَنَعَتْهُ قُبِلَتْ مِنْهُ»
(9)؛ هر کس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه، ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه؟ پس به هر قدر که نمازش او را از گناه بازداشته، به همان اندازه نمازش قبول شده است.
مراد از این روایت این است که نماز ناهی و بازدارنده از معاصی است؛ پس هر کس که اقامه نماز کند، ولی نماز او به صفت و ویژگیهایی که حق تعالی آن را وصف کرده نباشد، به همان مقدار که از این ویژگیها به دور بوده نماز او قبول نشده و به همان مقدار اثر بازدارندگی خود را از دست میدهد.
ج – عادت به نماز
ممکن است علت اینکه بعضی نمازگزاران مرتکب گناه میشوند، این باشد که نمازی که میخوانند از روی عادت است نه ترس از خدا؛ چون ترک عادت بسیار دشوار است، نماز را ترک نمیکند و معاصی را مرتکب میشود.
د – وجود مانع در برابر این بازدارندگی
علامه طباطبایی در تشریح علت عدم بازدارندگی نماز از گناه در نمازگزاران گفتهاند: پیدایش صفت بازدارندگی از گناه اثر طبیعی نماز هست ولیکن به نحو اقتضاء، نه به نحو علیت تامه تا تخلف نپذیرد و نمازگزار دیگر نتواند گناه کند، بلکه اثرش به مقدار اقتضاء است، یعنی اگر مانع و یا مزاحمی در بین نباشد اثر خود را میبخشد و نمازگزار را از فحشاء باز میدارد، ولی اگر مانعی و یا مزاحمی جلو اثر آن را گرفت، دیگر اثر نمیکند و در نتیجه نمازگزار آن کاری که انتظارش را از او ندارند میکند،( مثلاً ممکن است هوا و هوسهای درونی شخص مانع تأثیر نماز شوند و آن را از اثر بیندازند، نماز چنین فردی در حد توان خود جلوی دشمن درونی را گرفته و مانع از فحشا و منکر میشود، لیکن نفسامارهاش قویتر بوده و مانع از این اثرگذاری میشود)، خلاصه یاد خدا و موانعی که از اثر او جلو میگیرند، مانند دو کفه ترازو هستند، هر وقت کفه یاد خدا چربید، نمازگزار گناه نمیکند و هر جا کفه آن موانع چربید کفه یاد خدا ضعیف میشود و نمازگزار از حقیقت یاد خدا منصرف میشود و گناه را مرتکب میشود.(10)
هـ - خواندن نماز به جای اقامه کردن نماز
اگر دیده میشود افرادی نماز میخوانند، اما تأثیری در روح آنان دیده نمیشود، به این خاطر است که آنان نماز را فقط «میخوانند» و نماز را «بر پا نمیدارند»، در قرآن لفظ « صلاة» معمولاً با فعل «یقیمون» و «أقیموا» و مشتقات «قیام» آمده، یعنی «نماز را بر پا داشتن»، بر پا داشتن نماز با خواندن نماز متفاوت است، فردی که نماز را بر پا میدارد یعنی در تمام زندگی او نماز برپاست و در تمام حیات او توحید و صفات الهیه جاریست.
پینوشتها:
1- عنکبوت (29)، آیه 45
2- بحارالأنوار، ج 79، ص 198
3- نحل (16)، آیه 90
4- طباطبایی سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، موسوی همدانی سیدمحمدباقر، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1374 ش، پنجم، ج16، ص 199
5- گنابادی سلطان محمد، تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة، خانی رضا/حشمتالله ریاضی، تهران، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیامنور، 1372 ش، ج11، ص 264
6- محسن قرائتی، تفسیر نماز، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن،1387ش، سیزدهم، ص 28
7- طباطبایی سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، موسوی همدانی سیدمحمدباقر، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1374 ش، پنجم، ج16، ص 198
8- عنکبوت (29)، آیه 45
9- بحارالأنوار، ج 79، ص 198
10- طباطبایی سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، موسوی همدانی سیدمحمدباقر، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1374 ش، پنجم، ج16، ص 201
