جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل علیه زیرساختهای موشکی ایران، یکی از مهمترین آزمونهای راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی در سالهای اخیر بود. اگرچه حملات گسترده به مراکز موشکی و تأسیسات زیرزمینی ایران خسارات قابل توجهی بر جای گذاشت، اما شواهد و ارزیابیهای فایننشال تایمز نشان میدهد که شبکه موسوم به شهرهای موشکی توانسته بخش قابل توجهی از توان موشکی ایران را حفظ کند.
جهان صنعت نیوز – در طول جنگ، جنگندههای آمریکایی و اسرائیلی بارها مناطق کوهستانی اطراف یزد را هدف قرار دادند؛ منطقهای که یکی از مهمترین مجموعههای موشکی زیرزمینی ایران در دل آن قرار گرفته است. با این حال، حملات مداوم نتوانست روند شلیک موشکها را متوقف کند و ایران تا آخرین ساعات پیش از برقراری آتشبس همچنان از همان مناطق اقدام به پرتاب موشک میکرد.
این موضوع به یکی از مهمترین مباحث پس از جنگ تبدیل شده است؛ اینکه آیا حملات آمریکا و اسرائیل توانسته توان موشکی ایران را از بین ببرد یا تنها آن را برای مدتی محدود مهار کرده است. در حالی که مقامهای آمریکایی بر میزان خسارات واردشده تأکید دارند، برخی کارشناسان معتقدند ساختار زیرزمینی برنامه موشکی ایران توانسته بخش بزرگی از قابلیتهای خود را حفظ کند.
جنگ اخیر این باور را در میان رهبران جمهوری اسلامی تقویت کرده است که امنیت کشور بیش از هر چیز بر قدرت نظامی استوار است و نه بر توافقهای سیاسی یا سازوکارهای دیپلماتیک. از این منظر، توان بازدارندگی زمانی مؤثر خواهد بود که طرف مقابل نسبت به ظرفیتهای واقعی ایران دچار اشتباه محاسباتی نشود.
عمق استراتژیک در دل کوهها
مجموعه موشکی یزد تا حدود ۵۰۰ متر در دل کوههای گرانیتی نفوذ کرده است. هرچند ورودی برخی تونلها در جریان حملات تخریب شد، اما دسترسی به این مراکز در مدت کوتاهی دوباره برقرار شد و فعالیت آنها ادامه یافت.
این ارزیابی با برخی گزارشهای اطلاعاتی منتشرشده در رسانههای آمریکایی نیز همخوانی دارد. بر اساس این گزارشها، ایران همچنان حدود ۷۰ درصد از پرتابگرهای متحرک و نزدیک به ۷۰ درصد از ذخیره موشکی پیش از جنگ خود را حفظ کرده است. همچنین بخش قابل توجهی از پایگاهها و تأسیسات زیرزمینی، از جمله مراکز مستقر در امتداد تنگه هرمز، مجدداً در دسترس قرار گرفتهاند.
دیپلماتهای غربی مستقر در تهران نیز معتقدند ایران موفق شده بخش مهمی از توانمندیهای خود را حفظ کند. به گفته آنان، هرچند ورودی برخی تونلها بمباران شد، اما امکان بازگشایی مجدد و ادامه فعالیت این مراکز وجود داشته است.
روایت ساکنان مناطق غربی ایران نیز تا حدی این ارزیابیها را تأیید میکند. برخی از آنان گفتهاند تنها چند ساعت پس از حملات سنگین، موشکها مجدداً از همان مناطق شلیک میشدند؛ موضوعی که برای بسیاری از ناظران محلی غیرمنتظره بوده است.
راهبرد بقا به جای پیروزی فوری
کارشناسان نظامی معتقدند ارزیابی عملکرد شهرهای موشکی ایران به نحوه نگاه به اهداف این شبکه بستگی دارد. در کوتاهمدت، حملات آمریکا و اسرائیل موجب کاهش محسوس حجم آتش موشکی ایران شد و تعداد شلیکها از سطوح بالا به چند ده موشک در روز کاهش یافت. این موضوع نشان میدهد عملیات سرکوب موشکی تا حدی موفق بوده است.
اما در نگاه بلندمدت، هدف اصلی شهرهای موشکی حفظ توان رزمی برای مراحل بعدی درگیری است. از این منظر، اگر بخش بزرگی از زرادخانه و زیرساختهای پرتاب موشک پس از جنگ همچنان باقی مانده باشد، میتوان گفت این راهبرد به هدف اصلی خود دست یافته است.
تحلیلگران معتقدند این مدل دفاعی بر این فرض استوار است که درگیریها به یک نبرد واحد محدود نخواهد شد و در آینده نیز مراحل دیگری از تقابل رخ خواهد داد. در چنین شرایطی، حفظ ظرفیت رزمی اهمیت بیشتری از استفاده حداکثری از آن در یک مقطع زمانی دارد.
بازسازی سریع زیرساختهای آسیبدیده
یکی از نکات مهم جنگ اخیر، سرعت بازیابی برخی پایگاههای موشکی بود. به گفته کارشناسان، در موارد متعددی پایگاهی که به طور مستمر هدف حملات قرار میگرفت، پس از مدت کوتاهی دوباره برای پرتاب موشک مورد استفاده قرار میگرفت.
تحلیلگران چند احتمال را برای این مسئله مطرح میکنند؛ از جمله حفاری و پاکسازی سریع مسیرهای تخریبشده، تعمیر تجهیزات پرتاب یا استفاده از اهداف و تأسیسات فریبدهنده. در هر صورت، سرعت بازگشت برخی پایگاهها به وضعیت عملیاتی فراتر از انتظارات اولیه ارزیابی شده است.
در عین حال، ایران توانست در طول جنگ بارها به حملات آمریکا و اسرائیل پاسخ دهد و بهویژه با استفاده از موشکهای کوتاهبرد، زیرساختهای انرژی و برخی تأسیسات مهم در کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار دهد.
مزیت جغرافیا و تجربه مهندسی
تعداد دقیق شهرهای موشکی ایران مشخص نیست، اما برآوردها از وجود دهها مجموعه زیرزمینی در نقاط مختلف کشور حکایت دارد. بسیاری از این مراکز در عمق کوهستانها ساخته شدهاند و همین ویژگی جغرافیایی نقش مهمی در بقای آنها ایفا کرده است.
به گفته کارشناسان، پایگاههای نزدیک به مرزهای غربی ایران آسیبپذیری بیشتری دارند، زیرا پهپادها میتوانند تحرکات آنها را زیر نظر بگیرند. اما مراکزی که در عمق جغرافیایی کشور قرار دارند، برای سرکوب مستمر به عملیات طولانیمدت و گسترده نیاز دارند.
برخی منابع حتی معتقدند عمق بسیاری از این تأسیسات به اندازهای است که در برابر بمبارانهای متعارف هوایی عملاً مصونیت نسبی دارند. از نگاه آنان، وجود تعداد زیاد پایگاههای فعال باعث شده برخی مراکز حتی در طول جنگ نیز مورد استفاده قرار نگیرند.
ایران طی دهههای گذشته تجربه گستردهای در احداث تونلهای طولانی و پروژههای زیرزمینی در مناطق کوهستانی به دست آورده است. به گفته برخی کارشناسان، بخشی از ایده توسعه شهرهای موشکی نیز تحت تأثیر تجربه کره شمالی شکل گرفته است؛ الگویی که بر انتقال زیرساختهای نظامی به اعماق زمین و کاهش وابستگی به سامانههای پدافندی متکی است.
